هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
406
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
در پناه خويش بگيرد و نگهدارى كند و موفق بدارد ، و روزى بدهد و ياريتان كند و هدايتتان فرمايد . سپس فرمود : شما را به پروا از خدا سفارش مىكنم و خدا را بر شما مىگمارم . من براى شما بيم دهنده و مژدهرسانى آشكارم . در ميان بندگان و شهرهاى خدا بر او بزرگى نجوئيد ، چرا كه به من فرمود : تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ . » ( قصص / 83 ) ( آن سراى انجام را براى كسانى قرار مىدهيم كه در زمين بزرگى و تباهى نمىخواهند ، و سرانجام از آن پرواپيشگان است . ) ( 1 ) ما پرسيديم : اى رسول خدا ، اجل تو كى فرا مىرسد ؟ فرمود : جدائى و بازگشت به سوى خدا و سدرة المنتهى و رفيق اعلى و بهشت نزديك شده است . گفتيم : اى رسول خدا چه كسى ترا شستشو خواهد داد ؟ گفت : نزديكترين افراد خانوادهام ، و پس از او نزديكترين . تمامى حديث در شرح نهج البلاغه « 1 » موجود است . و در تصريحات و اشارات ديگرى كه از آنها استفاده مىشود كه آن حضرت از مرگ خويش آگاهى داشته است . ( 2 ) پرسشى كه هر پژوهندهاى ممكن است در اينجا مطرح كند اين است كه پيامبر ( ص ) با آنكه از نزديكى اجل و مرگ خويش در طى روزهاى آينده آگاهى داشت ، از چه رو تا آخرين دم بر روانه نمودن سپاه به خارج مرزهاى حجاز پافشارى مىنمود ؟ آن هم به فرماندهى اسامة بن زيد ، جوانى كه سنّ وى از بيست سال تجاوز نمىكرد ؟ در حالى كه آن حضرت آگاه بود كه شمار بسيارى از منافقان كه خود را در پوشش اسلام پنهان كرده و از سرسختترين و پليدترين دشمنان و مخالفانش بودند در مدينه حضور داشتند . اينان در پى فرصت بودند تا به آشوب و فساد بپردازند و در حال وفاتش و زمانى كه على و خاندان پيامبر به انجام كارهاى غسل و كفن و دفن او سرگرم بوده و عموم مهاجران و انصار تحت فرماندهى اسامه
--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ج 3 ص 189 - 190 .